قوام السلطنه میگه: ماست قوام بده!
اون هم 10 کیلو ماست بهش میده،
قوام به 10 تا از مغازههای بزرگ دیگهی تهران هم سر
میزنه و همین کارو تکرار میکنه؛
بعد
دستور میده در ده تا از میدونهای بزرگ شهر فلک
درست کنن، سره هر میدون
یکی از فروشندهها رو فلک
میکنن؛
بعددستور میده از ساعت 8 صبح اونارو
فلک کنن!
به
گزمهها دستور میده پاچه شلوار فروشندههارو محکم با
کش ببندند،بعد
ماسترو از بالا میریزن تو شلواراشون، از
بالا هم شلواراشونروبا بند
محکم میبندند، بعد هم به
جارچی میگه: به همهی فروشندهها بگید ساعت 6
عصر
بیان تا ماست قوامرو نشونشون بدم!!
ساعت 6 عصر هم که آب ماستها از شلوار رد شده بود
و یه ماست سفت و چکیده، توی شلوارها باقی مونده
بود...
ایول جالب بود
بزار تا قوام بیاد